اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
293
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
» هون « بن خزيمه همان » قاره « است [ 1 ] و براى آن » قاره « ناميده شدند كه بنى كنانه چون بنى اسد بن خزيمه از تهامه بيرون رفتند و با كنانه مخالفت ورزيدند و اندك را ضميمه بسيار كردند ، بنو هون بن خزيمه را در ميان خود » قاره « [ 2 ] قرار دادند » لاحد دون احد « [ 3 ] و گفته مىشود كه » بنى الهون « در زمين پستى فرود آمدند و عرب زمين پست را » قاره « مىنامد پس بانها اصحاب » قاره « گفته شد ، و قبيله » قاره « تير انداز بودند ، يكى از شعرا گفته است : » قاره را انصاف داده است آنكه در مقابل او تيراندازى كند . « [ 4 ] و نيز گويند كه در ميان » بنى الهون بن خزيمه « و » بنى بكر بن كنانه « جنگى [ روى داد ] پس مردى از بنى بكر گفت كدام يك را بيشتر دوست داريد : تيراندازى يا اسبدوانى را ؟ مردى از » بنى الهون « گفت : قد علمت سلم و من والاها انا نصد الخيل عن هواها قد انصف القارة من راماها اما اذا ما فئة نلقاها نردها دامية كلاها » قبيله سلم و [ 5 ] بستگانشان دانستهاند كه ما اسبها را از خواسته اش بازميداريم ، راستى « قاره » را انصاف داده است كسى كه در مقابل او تيراندازى كند . ليكن ما هر گاه با گروهى برخورد نماييم آنها را با كليه هاى آغشته به خون بازمىگردانيم . « قبيله هاى » بنى الهون بن خزيمه « عبارت است از : » عضل « و » ديش « پسران
--> [ 1 ] ابن قتيبه مىگويد : هون بن خزيمة بن مدركه پسرى بنام » قارة بن هون « داشت و دو قبيله » عضل و ديش « از قارهاند ( معارف ص 30 ) . [ 2 ] يعنى منفرد و جدا از ديگران . [ 3 ] مفهوم نشد ، و احتمال مىدهم كه » لا لاحد « بوده است ، يعنى » نه براى كسى دون كسى « . [ 4 ] مىگويند قبيله قاره در تيراندازى توانا بودند و براى همين راجع به اين قبيله گفته شد : » قد انصف القارة من راماها « ( معارف ص 30 ) . [ 5 ] بنى سلم بن مالك بطنى است از جذام ( معجم قبائل العرب ص 535 ) .